زرد
دُخی جونم
کم کم داری رنگها رو با هم تمرین میکنیم ......آره با هم
خوب تو هم اگه وقتی اسم رنگها رو میگم و جابه جا روی اون حلقه های پلاستیکی نشون میدی ، در واقع داری رنگها رو از دید خودت به من یاد آوری میکنی
رنگ زرد رو خوب شناختی به زرد با آهنگ قشنگی و به صورت کلمات کشیده میگی:
اَ..اَ...اَ ...د
اولین بار که رنگها رو بهت نشون میدادم و کار میکردم 3 تا بود * زرد * صورتی و* بنفش
تقریبا 16 - 17 تا شکلات توی ظرف شکلات خوری روی میز بود که دیدم خیلی وقته اون تو جا خوش کردن و اصلا کسی توجهی بهش نمیکنه اینه که آوردمشون و جلوی تو گذاشتم و شروع کردم از روی رنگ پوست شکلاتها تفکیک کردن
هر کدوم را میریختم توی ظرف جدا گانه و اسم رنگشو میگفتم ، خیلی خوشت اومد
چند روز بازیمون همین بود . بعد 20 روز دوباره شروع کردیم اما با حلقه های پلاستکی رنگ و وارنگی که داری
حالا زرد را حسابی به جا میاری و اسمش رو میگی...اینو بگم که تو از همون روزهای اول بدنیا اومدنت به رنگ آبی و زرد خیلی توجه نشون میدادی. با اینکه تا 40 روزبعد زایمانم خونه بابایی و مامانی بودیم و مهمان اتاق خاله غزاله که اونهم ترکیب رنگ اتاقش پر هست از انواع صورتی و زرشگی و کمی بنفش
اما تا هر وسیله ای که از رنگون آبی و زرد بود رو میدیدی تو نسبت بهش عکس العمل نشون میدادی
اتاقت هم خیلی اتفاقی از رنگهای نارنجی و سبز و آبی و زرد درست شد
رنگ روتختی تو...ملافه تشکت ، روتختی که مامانی برای تخت یکنفره ای که در اتاقت گذاشتیم همه همچین رنگهایی داره
خلاصه اینهم اطلاعاتی از رنگ شناسی و رنگبندی و ترکیب رنگهای مورد علاقه و توجه تو
همیشه رنگ روزهای زندگیت به زیبایی رنگ شکوفه هایی که در بهار سر درختها میشینند باشه
که هست
آمین


زرد
